«من شمشیری شدم که نه دشمن را کشت، نه خودش را نجات داد.»

 

نمایشنامه: Ajax(آژاکس) – رابرت اولتا
نقش: آژاکس

 

دیالوگ پیشین

«در جنگ، سربازان دعا می‌خوانند نه برای پیروزی، بلکه برای نجات از خاطراتی که خواهند ماند.»

 

نمایشنامه: Henry V(هنری هفتم)– ویلیام شکسپیر
نقش: ویلیام

 

دیالوگ پیشین

«ما با بمب‌ها زبان باز می‌کنیم. بعد دنبال ترجمه‌ی سکوت می‌گردیم.»

 

نمایشنامه: Homebody/Kabul(هوم بادی/کابل)– تونی کوشنر

نقش: هوم‌بادی

 

دیالوگ پیشین

«دیگه بوی سوخت و آسمون نیست… فقط پیکسل و دستور کشتن.»

 

نمایشنامه: Grounded(استوار)– جورج برانت
نقش: خلبان زن پهپاد

 

دیالوگ پیشین

«جنگ، بدن‌هامون رو غارت می‌کنه و دنیا ازمون انتظار داره لبخند بزنیم.»

 

نمایشنامه: Ruined(تباه) – لین ناتیج
نقش: ماما نادی

 

دیالوگ پیشین