«اونا می‌خواستن ما عشق نداشته باشیم، چون عشق از بمب قوی‌تره.»

 

نمایشنامه: Bent(خمیده)مارتین شرمن

نقش: ماکس

 

دیالوگ پیشین

«ما پسرمون رو از دست دادیم، اما انگار جنگ هنوز توی آشپزخونه‌مونه، توی تخت، توی خواب‌هامون جریان داره.»

 

نمایشنامه: The Long Road(جاده‌ی طولانی)شیلا استفنز

نقش: مادر مقتول

 

دیالوگ پیشین

«من برگشتم، ولی تکه‌ای از من توی ویتنام دفن شد.»

 

نمایشنامه: A Piece of My Heart(یک تکه از قلبم)شرلی لورو

نقش: اسپکتر کورپس

 

دیالوگ پیشین

«من شمشیری شدم که نه دشمن را کشت، نه خودش را نجات داد.»

 

نمایشنامه: Ajax(آژاکس)رابرت اولتا
نقش: آژاکس

 

دیالوگ پیشین

«در جنگ، سربازان دعا می‌خوانند نه برای پیروزی، بلکه برای نجات از خاطراتی که خواهند ماند.»

 

نمایشنامه: Henry V(هنری هفتم)ویلیام شکسپیر
نقش: ویلیام

 

دیالوگ پیشین