نمایش تنهایی در نمایشنامه 29
«هیچوقت به اندازه امروز نبود تو را حس نکرده بودم.» نمایشنامه: Wit(زیرکی)– مارگارت ادسون شخصیت: ویویَن دیالوگ پیشین
نمایش تنهایی در نمایشنامه 28
«جدایی مثل سایه پشت سرت میآید حتی وقتی رو به نور بایستی.» نمایشنامه: Bethany(بثنی)– لورا مارکس شخصیت: بیث دیالوگ پیشین
نمایش تنهایی در نمایشنامه 27
«من همیشه در جمع هم غریبهام.» نمایشنامه: Rabbit Hole(سوراخ خرگوش)– دیوید لینزی ابر شخصیت: الن دیالوگ پیشین
نمایش تنهایی در نمایشنامه 26
«رفتن تو در را نبست جهان را بست.» نمایشنامه: The Beauty Queen of Leenane(ملکه زیبایی لینین)– مارتین مکدونا شخصیت: اسکار دیالوگ پیشین
نمایش تنهایی در نمایشنامه 25
«اگر انزوا بیماری بود من سالهاست مبتلایم.» نمایشنامه: A Number(یک عدد)– کارول چرچیل شخصیت: ماری دیالوگ پیشین
نمایش تنهایی در نمایشنامه 24
«من منتظر کسی هستم که هیچوقت قرار نبود بیاید.» نمایشنامه: The Weir(سد)– کانر مکفرسون شخصیت: کیت دیالوگ پیشین
نمایش تنهایی در نمایشنامه 23
«گاهی آدمها نمیروند فقط دیگر پیدا نمیشوند.» نمایشنامه: Frozen(یخزده)– برایونی لاوری شخصیت: رالف دیالوگ پیشین
نمایش تنهایی در نمایشنامه 22
«سکوتت گفتنیتر از هر کلمهای بود که دریغ کردی.» نمایشنامه: The Goat or Who Is Sylvia(بز یا سیلویا کیست)– ادوارد آلبی شخصیت: الن دیالوگ پیشین
نمایش تنهایی در نمایشنامه 21
«من آدم نبودم کنار تو سایهای بودم که دنبالت میآمد.» نمایشنامه: Bug(حشره)– تریسی لتس شخصیت: اِدی دیالوگ پیشین
نمایش تنهایی در نمایشنامه 20
«چرا هر چه بیشتر دور میشوی بیشتر اینجا میمانی.» نمایشنامه: Angels in America(فرشتگان در آمریکا)– تونی کوشنر شخصیت: لوئیس دیالوگ پیشین