هنر و زیبایی در نمایشنامه 7
«عشق با چشم نمیبیند، با ذهن میبیند.» نمایشنامه: رویای شب نیمهتابستان( A Midsummer Night’s Dream)-ویلیام شکسپیر شخصیت: هلیِنا دیالوگ پیشین
هنر و زیبایی در نمایشنامه 6
«هر چیزی که میدرخشد طلا نیست.» نمایشنامه: تاجر ونیزی( The Merchant of Venice)–ویلیام شکسپیر شخصیت: باسانیو دیالوگ پیشین
هنر و زیبایی در نمایشنامه 5
«اگر موسیقی غذای عشق است، بنوازید.» نمایشنامه: شب دوازدهم(Twelfth Night)–ویلیام شکسپیر شخصیت: دوک اورسینو دیالوگ پیشین
هنر و زیبایی در نمایشنامه 4
«ما از همان مادهای ساخته شدهایم که رؤیاها از آن ساخته میشوند.» نمایشنامه: طوفان(The Tempest)–ویلیام شکسپیر شخصیت: پروسپرو دیالوگ پیشین
هنر و زیبایی در نمایشنامه 3
«اغلب ابزارهای تاریکی، حقیقتهای کوچک میگویند تا ما را به تباهی بزرگتر بکشانند.» نمایشنامه: مکبث(Macbeth)—ویلیام شکسپیر شخصیت: بانکو دیالوگ پیشین
هنر و زیبایی در نمایشنامه 2
«هیچ چیز خوب یا بد نیست؛ اندیشه آن را چنین میکند.» نمایشنامه: هملت( Hamlet) – ویلیام شکسپیر شخصیت: هملت دیالوگ پیشین
هنر و زیبایی در نمایشنامه 1
«زیبایی میتواند فضیلت را بیشتر از آنکه فضیلت بتواند زیبایی را، منحرف کند.» نمایشنامه: هملت(Hamlet) – ویلیام شکسپیر شخصیت: هملت دیالوگ پیشین
نمایش تنهایی در نمایشنامه 29
«هیچوقت به اندازه امروز نبود تو را حس نکرده بودم.» نمایشنامه: Wit(زیرکی)– مارگارت ادسون شخصیت: ویویَن دیالوگ پیشین
نمایش تنهایی در نمایشنامه 28
«جدایی مثل سایه پشت سرت میآید حتی وقتی رو به نور بایستی.» نمایشنامه: Bethany(بثنی)– لورا مارکس شخصیت: بیث دیالوگ پیشین
نمایش تنهایی در نمایشنامه 27
«من همیشه در جمع هم غریبهام.» نمایشنامه: Rabbit Hole(سوراخ خرگوش)– دیوید لینزی ابر شخصیت: الن دیالوگ پیشین