«عشق، همون لحظهایه که چیزی رو از دست میدی و هنوزم حاضری عاشق بمونی.»
نمایشنامه: Sea Wall(دیوار دریایی) – سایمون استیونز
نقش: الکس
«عشق، همون لحظهایه که چیزی رو از دست میدی و هنوزم حاضری عاشق بمونی.»
نمایشنامه: Sea Wall(دیوار دریایی) – سایمون استیونز
نقش: الکس
«من تو رو با همهی خرابیهات میخواستم. نه با این امید که درستت کنم، بلکه که بفهمم کی درستت کرده بود اینطور خراب.»
نمایشنامه: Fool for Love(گول عشق) – سم شپرد
نقش: می
«ما شاید دو نقطهی دور از هم باشیم، اما عشق، ریل قطاریست که همیشه ما رو بهم میرسونه.»
نمایشنامه: Last Train to Nibroc(قطاری به نیبروک (اصالت)) – آرینه هاتون
نقش: می
«من عاشقتم نه بهخاطر اون چیزی که میخوای باشی، بلکه چون کنارم هستی وقتی خودم هم نمیدونم کیام.»
نمایشنامه: The Pride (غرور) – الکسی کای کمپبل
نقش: الیور
«من و تو، مثل زخمایی هستیم که نمیخوان خوب شن، فقط میخوان کنارشون کسی باشه که لمسشون کنه.»
نمایشنامه: Gruesome Playground Injuries(زخم های عمیق زمین بازی) – راجیو جوزف
نقش: داگ
اینجاییم برای تئاتر. بیشتر خاندن و همیشه آموختن. و نزدیک شدن به تجربهی حضور، تا زندگی کنیم تئاتر را هر روز، هر لحظه.
1404© تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت به باده علوی تعلق دارد | طراح و پشتیبان سایت: الهه علیزاده