«وقتی کسی نباشد که اسمت را صدا کند جهان بیصدا میشود.»
نمایشنامه: Wit(زیرکی)– مارگارت ادسون
شخصیت: ویویَن
«من همیشه نیمه گمشدهام را پیدا کردم ولی هیچوقت نگه نداشتم.»
نمایشنامه: Closer(نزدیکتر)– پاتریک مَربر
شخصیت: آنا
«تنهایی منظمترین احساسیست که دارم.»
نمایشنامه: Shining City(شهر درخشان)– کانر مکفرسون
شخصیت: جوزی
«هیچچیز مثل یک خداحافظ آرام نمیکشدت.»
نمایشنامه: The Village Bike(دوچرخه دهکده)– پنهلوپه اسکینر
شخصیت: ناتاشا
اینجاییم برای تئاتر. بیشتر خاندن و همیشه آموختن. و نزدیک شدن به تجربهی حضور، تا زندگی کنیم تئاتر را هر روز، هر لحظه.
1404© تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت به باده علوی تعلق دارد | طراح و پشتیبان سایت: الهه علیزاده