«هیچ‌وقت به اندازه امروز نبود تو را حس نکرده بودم.»

 

نمایشنامه: Wit(زیرکی)مارگارت ادسون

شخصیت: ویویَن

 

دیالوگ پیشین

«جدایی مثل سایه پشت سرت می‌آید حتی وقتی رو به نور بایستی.»

 

نمایشنامه: Bethany(بثنی)لورا مارکس

شخصیت: بیث

 

دیالوگ پیشین

 

 

«من همیشه در جمع هم غریبه‌ام.»

 

نمایشنامه: Rabbit Hole(سوراخ خرگوش)دیوید لینزی ابر

شخصیت: الن

 

دیالوگ پیشین

«رفتن تو در را نبست جهان را بست.»

 

نمایشنامه: The Beauty Queen of Leenane(ملکه زیبایی لینین)– مارتین مک‌دونا

شخصیت: اسکار

 

دیالوگ پیشین

«اگر انزوا بیماری بود من سال‌هاست مبتلایم.»

 

نمایشنامه: A Number(یک عدد)– کارول چرچیل

شخصیت: ماری

 

دیالوگ پیشین