نمایش هویت در نمایشنامه 1

«موفق بودن قهرمانیه؟ یا فقط اینه که تو تنها کسی بودی که زنده موند؟»   نمایشنامه: Top Girls(زنان برتر)– کاریل چرچیل نقش: مارلین   دیالوگ پیشین

نمایش رنج در نمایشنامه 2

«اگر عشق بی‌مرز است، پس چرا انقدر از شکستنش می‌ترسیم؟»   نمایشنامه: The Goat, or Who is Sylvia?(بز یا سیلویا کیست؟)– ادوارد آلبی نقش: مارتین   دیالوگ پیشین

نمایش مرگ در نمایشنامه 2

«من نمی‌خوام بمیرم. من فقط نمی‌خوام این‌طور زنده بمونم.»   نمایشنامه: 4.48 Psychosis(سایکوسیس)– سارا کین نقش: راوی (ذهن بیمار)   دیالوگ پیشین

نمایش رنج در نمایشنامه 1

«جهنم دیگران نیستند، جهنم بودنِ خودمان نزد دیگران است.»   نمایشنامه: No Exit(دوزخ)– ژان پل سارتر نقش: گارسَن   دیالوگ پیشین

وطن در نمایشنامه 1

«من در کشوری به دنیا اومدم که در آن بوی خون با بوی قهوه به هم آمیخته‌ست و ما اسمش را “صبح” گذاشتیم.»   نمایشنامه: The Fever(تب)– والاس شاون نقش: راوی   دیالوگ پیشین

نمایش مرگ در نمایشنامه 1

«مرگ چیزی نیست که ازش بترسم؛ چیزیه که باهاش زندگی کردم.» نمایشنامه: Wit(زیرکی)– مارگارت ادسون نقش: ویوین برینگ   دیالوگ پیشین

جنگ در نمایشنامه 10

«همه‌مون می‌خندیم چون اگه بخوایم واقعاً حرف بزنیم، دیوونه می‌شیم.»   نمایشنامه: Journey’s End(پایان سفر)– رابرت سدریک شریف نقش: استنهپ   دیالوگ پیشین

جنگ در نمایشنامه 9

«اونا می‌خواستن ما عشق نداشته باشیم، چون عشق از بمب قوی‌تره.»   نمایشنامه: Bent(خمیده)– مارتین شرمن نقش: ماکس   دیالوگ پیشین

جنگ در نمایشنامه 8

«ما پسرمون رو از دست دادیم، اما انگار جنگ هنوز توی آشپزخونه‌مونه، توی تخت، توی خواب‌هامون جریان داره.»   نمایشنامه: The Long Road(جاده‌ی طولانی)– شیلا استفنز نقش: مادر مقتول   دیالوگ پیشین

جنگ در نمایشنامه 7

«من برگشتم، ولی تکه‌ای از من توی ویتنام دفن شد.»   نمایشنامه: A Piece of My Heart(یک تکه از قلبم) – شرلی لورو نقش: اسپکتر کورپس   دیالوگ پیشین