نمایش رنج معنا در نمایشنامه
«هنر باید زخم بزنه، نه تسکین بده. چون درد، صادقتر از لذت باقی میمونه.» نمایشنامه: Red(قرمز)– جان لوگان نقش: روثکو دیالوگ پیشین
نمایش معنای زندگی در نمایشنامه
«من به زندگی پشت کردم، اما زندگی عقبگرد نرفت. فقط ایستاد و نگاهم کرد.» نمایشنامه: The Beauty Queen of Leenane(ملکه زیبایی لینین)– مارتین مکدونا نقش: مورین دیالوگ پیشین
نمایش هویت در نمایشنامه 2
«تو یک نسخهای. ولی همهی نسخهها درد میکشن، چون هیچکدوم اصل نیستن.» نمایشنامه: A Number(یک عدد)– کاریل چرچیل نقش: پدر دیالوگ پیشین
نمایش هویت در نمایشنامه 1
«موفق بودن قهرمانیه؟ یا فقط اینه که تو تنها کسی بودی که زنده موند؟» نمایشنامه: Top Girls(زنان برتر)– کاریل چرچیل نقش: مارلین دیالوگ پیشین
نمایش رنج در نمایشنامه 2
«اگر عشق بیمرز است، پس چرا انقدر از شکستنش میترسیم؟» نمایشنامه: The Goat, or Who is Sylvia?(بز یا سیلویا کیست؟)– ادوارد آلبی نقش: مارتین دیالوگ پیشین
نمایش مرگ در نمایشنامه 2
«من نمیخوام بمیرم. من فقط نمیخوام اینطور زنده بمونم.» نمایشنامه: 4.48 Psychosis(سایکوسیس)– سارا کین نقش: راوی (ذهن بیمار) دیالوگ پیشین
نمایش رنج در نمایشنامه 1
«جهنم دیگران نیستند، جهنم بودنِ خودمان نزد دیگران است.» نمایشنامه: No Exit(دوزخ)– ژان پل سارتر نقش: گارسَن دیالوگ پیشین
وطن در نمایشنامه 1
«من در کشوری به دنیا اومدم که در آن بوی خون با بوی قهوه به هم آمیختهست و ما اسمش را “صبح” گذاشتیم.» نمایشنامه: The Fever(تب)– والاس شاون نقش: راوی دیالوگ پیشین
نمایش مرگ در نمایشنامه 1
«مرگ چیزی نیست که ازش بترسم؛ چیزیه که باهاش زندگی کردم.» نمایشنامه: Wit(زیرکی)– مارگارت ادسون نقش: ویوین برینگ دیالوگ پیشین
جنگ در نمایشنامه 10
«همهمون میخندیم چون اگه بخوایم واقعاً حرف بزنیم، دیوونه میشیم.» نمایشنامه: Journey’s End(پایان سفر)– رابرت سدریک شریف نقش: استنهپ دیالوگ پیشین