نمایش امید در نمایشنامه 3
«ما محکوم به امیدیم، حتی وقتی همهچیز بیهوده به نظر میرسد.» نمایشنامه: Waiting for Godot(در انتظار گودو)– ساموئل بکت شخصیت: استراگون دیالوگ پیشین
نمایش زندگی در نمایشنامه 2
«چه تلخ است وقتی میفهمی زندگی همان چیزی نبود که خیال میکردی.» نمایشنامه: Uncle Vanya(دایی وانیا)– آنتوان چخوف شخصیت: سونیا دیالوگ پیشین
نمایش امید در نمایشنامه 2
«آدمی، وقتی امیدش را از دست بدهد، نفس کشیدنش هم بیفایده است.» نمایشنامه: Mother Courage and Her Children(ننه دلاور و فرزندانش)– برتولت برشت شخصیت: ران دیالوگ پیشین
نمایش معنای زندگی در نمایشنامه 2
«انسان باید خیالش را از مرگ راحت کند تا بتواند زندگی کند.» نمایشنامه: Ivanov(ایونف)– آنتوان چخوف شخصیت: ایوانف دیالوگ پیشین
نمایش امید در نمایشنامه
«امید، تنها دردی است که انسان را آرام میکند و در عین حال فریب میدهد.» نمایشنامه: Waiting for Godot(در انتظار گودو)– ساموئل بکت شخصیت: ولادیمیر دیالوگ پیشین
نمایش زندگی در نمایشنامه
«زندگی باید زیسته شود، نه حل شود.» نمایشنامه: Hamlet(هملت)– ویلیام شکسپیر شخصیت: هملت دیالوگ پیشین
نمایش معنا در نمایشنامه
«اگر خاطرهای رو فراموش کنیم، یعنی هنوز اتفاق افتاده؟» نمایشنامه: Marjorie Prime(مارجوری پرایم)– جوردن هریسون نقش: مارجوری دیالوگ پیشین
نمایش رنج معنا در نمایشنامه
«هنر باید زخم بزنه، نه تسکین بده. چون درد، صادقتر از لذت باقی میمونه.» نمایشنامه: Red(قرمز)– جان لوگان نقش: روثکو دیالوگ پیشین
نمایش معنای زندگی در نمایشنامه
«من به زندگی پشت کردم، اما زندگی عقبگرد نرفت. فقط ایستاد و نگاهم کرد.» نمایشنامه: The Beauty Queen of Leenane(ملکه زیبایی لینین)– مارتین مکدونا نقش: مورین دیالوگ پیشین
نمایش هویت در نمایشنامه 2
«تو یک نسخهای. ولی همهی نسخهها درد میکشن، چون هیچکدوم اصل نیستن.» نمایشنامه: A Number(یک عدد)– کاریل چرچیل نقش: پدر دیالوگ پیشین