نمایش زندگی در نمایشنامه 6
«زندگی یعنی جنگیدن در تاریکی، با این امید که نوری هست.» نمایشنامه: 1984(۱۹۸۴)– جرج اورول(اقتباس نمایشی نوشتهی: دانکن مک میلان و رابرت آیک) شخصیت: وینستون دیالوگ پیشین
نمایش امید در نمایشنامه 7
«گاهی تنها چیزی که داریم، امیدی است که خودمان ساختهایم.» نمایشنامه: A Streetcar Named Desire(اتوبوسی به نام هوس)– تنسی ویلیامز شخصیت: استنلی دیالوگ پیشین
نمایش غم در نمایشنامه
«هیچچیز در زندگی پایدار نیست، حتی غمها.» نمایشنامه: Ghosts(اشباح)– هنریک ایبسن شخصیت: آلوئینگ دیالوگ پیشین
نمایش زندگی در نمایشنامه 5
«زندگی، بیشتر شبیه یک شوخی است تا یک تراژدی.» نمایشنامه: Waiting for Godot(در انتظار گودو)– ساموئل بکت شخصیت: ولادیمیر دیالوگ پیشین
نمایش امید در نمایشنامه 6
«امید، آخرین چیزی است که از دست میرود، حتی وقتی همهچیز نابود شده.» نمایشنامه: A Doll’s House(عروسکخانه)– هنریک ایبسن شخصیت: نورا دیالوگ پیشین
نمایش یأس در نمایشنامه
«انسانها در یأس غرق نمیشوند، در سکوت غرق میشوند.» نمایشنامه: Uncle Vanya(دایی وانیا)– آنتوان چخوف شخصیت: آستروو دیالوگ پیشین
نمایش زندگی در نمایشنامه 4
«چقدر زندگی کوتاه است و چقدر آرزوها بلند.» نمایشنامه: The Seagull(مرغ دریایی)– آنتوان چخوف شخصیت: نینا دیالوگ پیشین
نمایش امید در نمایشنامه 5
«انسان نمیتواند بدون رؤیا زنده بماند، حتی اگر آن رؤیا پوچ باشد.» نمایشنامه: The Cherry Orchard(باغ آلبالو)– آنتوان چخوف شخصیت: لوپاخین دیالوگ پیشین
نمایش امید در نمایشنامه 4
«امید، همان نیرویی است که ما را زنده نگه میدارد، حتی وقتی عقل میگوید دیگر فایدهای ندارد.» نمایشنامه: King Lear(شاه لیر)– ویلیام شکسپیر شخصیت: کوردلیا دیالوگ پیشین
نمایش زندگی در نمایشنامه 3
«زندگی جنگی است که هیچکس از آن پیروز بیرون نمیآید.» نمایشنامه: Hamlet(هملت)– ویلیام شکسپیر شخصیت: هملت دیالوگ پیشین