نمایش امید در نمایشنامه 8

«شاید همه‌چیز بیهوده باشد، اما باید ادامه داد.»   نمایشنامه: Waiting for Godot(در انتظار گودو)– ساموئل بکت شخصیت: استراگون   دیالوگ پیشین

نمایش زندگی در نمایشنامه 8

«هر لحظه‌ای از زندگی، فرصتی برای دوباره شروع کردن است.»   نمایشنامه: A Doll’s House(عروسک‌خانه)– هنریک ایبسن شخصیت: نورا   دیالوگ پیشین

نمایش زندگی در نمایشنامه 7

«زندگی بی‌معناست، مگر این‌که ما به آن معنا بدهیم.»   نمایشنامه: Uncle Vanya(دایی وانیا)– آنتوان چخوف شخصیت: آستروو   دیالوگ پیشین

نمایش زندگی در نمایشنامه 6

«زندگی یعنی جنگیدن در تاریکی، با این امید که نوری هست.»   نمایشنامه: 1984(۱۹۸۴)– جرج اورول(اقتباس نمایشی نوشته‌ی: دانکن مک میلان و رابرت آیک) شخصیت: وینستون   دیالوگ پیشین  

نمایش امید در نمایشنامه 7

«گاهی تنها چیزی که داریم، امیدی است که خودمان ساخته‌ایم.»   نمایشنامه: A Streetcar Named Desire(اتوبوسی به نام هوس)– تنسی ویلیامز شخصیت: استنلی   دیالوگ پیشین

نمایش غم در نمایشنامه

«هیچ‌چیز در زندگی پایدار نیست، حتی غم‌ها.»   نمایشنامه: Ghosts(اشباح)– هنریک ایبسن شخصیت: آلوئینگ   دیالوگ پیشین

نمایش زندگی در نمایشنامه 5

«زندگی، بیشتر شبیه یک شوخی است تا یک تراژدی.»   نمایشنامه: Waiting for Godot(در انتظار گودو)– ساموئل بکت شخصیت: ولادیمیر   دیالوگ پیشین

نمایش امید در نمایشنامه 6

«امید، آخرین چیزی است که از دست می‌رود، حتی وقتی همه‌چیز نابود شده.»   نمایشنامه: A Doll’s House(عروسک‌خانه)– هنریک ایبسن شخصیت: نورا   دیالوگ پیشین

نمایش یأس در نمایشنامه

«انسان‌ها در یأس غرق نمی‌شوند، در سکوت غرق می‌شوند.»   نمایشنامه: Uncle Vanya(دایی وانیا)– آنتوان چخوف شخصیت: آستروو   دیالوگ پیشین

نمایش زندگی در نمایشنامه 4

«چقدر زندگی کوتاه است و چقدر آرزوها بلند.»   نمایشنامه: The Seagull(مرغ دریایی)– آنتوان چخوف شخصیت: نینا   دیالوگ پیشین