نمایش امید در نمایشنامه 13

«امید، همان طنابی است که انسان در حال سقوط به آن چنگ می‌زند.»   نمایشنامه: Mother Courage and Her Children(ننه دلاور و فرزندانش)– برتولت برشت شخصیت:ننه دلاور   دیالوگ پیشین

نمایش زندگی در نمایشنامه 11

«زندگی، سنگینیِ تحمل‌ناپذیر امیدهاست.»   نمایشنامه: Uncle Vanya(دایی وانیا)– آنتوان چخوف شخصیت:سونیا   دیالوگ پیشین

نمایش مرگ در نمایشنامه 3

«ما برای رؤیا می‌میریم، نه برای واقعیت.»   نمایشنامه: A Streetcar Named Desire(اتوبوسی به نام هوس)– تنسی ویلیامز شخصیت: بلانش   دیالوگ پیشین

نمایش امید در نمایشنامه 12

«هیچ‌چیز به اندازه‌ی امید نمی‌تواند انسان را فریب دهد.»   نمایشنامه: Waiting for Godot(در انتظار گودو)– ساموئل بکت شخصیت: ولادیمر   دیالوگ پیشین

نمایش زندگی در نمایشنامه 10

«زندگی یک صحنه است، ما بازیگران آنیم، و پرده در نهایت فرو می‌افتد.»   نمایشنامه: As You Like It(هر طور میل شماست)– ویلیام شکسپیر شخصیت: ژاک   دیالوگ پیشین

نمایش یأس در نمایشنامه 2

«یأس، تنها زندانی است که کلیدش در دست خود ماست.»   نمایشنامه: A Doll’s House(خانه‌ی عروسک)– هنریک ایبسن شخصیت: نورا   دیالوگ پیشین

نمایش امید در نمایشنامه 11

«زندگی، همان چیزی است که وقتی امیدت را از دست می‌دهی، فرو می‌ریزد.»   نمایشنامه: Death of a Salesman(مرگ فروشنده)– آرتور میلر شخصیت: ویلی لومان   دیالوگ پیشین

نمایش امید در نمایشنامه 10

«انسان، تنها با رؤیاهایش زنده می‌ماند.»   نمایشنامه: Death of a Salesman(مرگ فروشنده)– آرتور میلر شخصیت: بفورد   دیالوگ پیشین

نمایش زندگی در نمایشنامه 9

«زندگی انتظار کشیدنست و انتظار همان یأس.»   نمایشنامه: Waiting for Godot(در انتظار گودو)– ساموئل بکت شخیت: ولادیمیر   دیالوگ پیشین

نمایش امید در نمایشنامه 9

«وقتی هیچ‌چیز باقی نمانده باشد، امید تنها دارایی ماست.»   نمایشنامه: Antigone(آنتیگونه)– سوفوکل شخصیت: آنتیگونه   دیالوگ پیشین