نمایش تنهایی در نمایشنامه 9
«دنیا وقتی تنها باشی صدایش عوض میشود.» نمایشنامه: The Nether(ندر)– جنیفر هیلی شخصیت: بوی دیالوگ پیشین
نمایش تنهایی در نمایشنامه 8
«تو رفتی اما جای خالیات هنوز طوری رفتار میکند انگار تویی.» نمایشنامه: The Clean House (خانه تمیز)– سارا رول شخصیت: کلر دیالوگ پیشین
نمایش تنهایی در نمایشنامه 7
«من میان آدمها هم تنها بودم این چیز جدیدی نیست.» نمایشنامه: Reasons to Be Pretty(دلایل زیبا بودن)– نیل لابیوت شخصیت: جنی دیالوگ پیشین
نمایش تنهایی در نمایشنامه 6
«وقتی کسی نمیفهمدت سکوت بهترین پناهگاه است.» نمایشنامه: In the Blood(در خون)– سوزان لوری پارکس شخصیت: لولا دیالوگ پیشین
نمایش تنهایی در نمایشنامه 5
«تنهایی مثل سایه است فقط دنبالت میکند.» نمایشنامه: The Pillowman(مرد بالشی)– مارتین مکدونا شخصیت: آقای کاف دیالوگ پیشین
نمایش تنهایی در نمایشنامه 4
«بعضی جداییها اتاق را خالی نمیکنند خودت را خالی میکنند.» نمایشنامه: Betrayal(خیانت)– هارولد پینتر شخصیت: اِما دیالوگ پیشین
نمایش تنهایی در نمایشنامه 3
«آدم وقتی تنهاست خودش را با صدای بلندتر میشنود.» نمایشنامه: The Flick(فلیک)– آنی بیکر شخصیت: آن دیالوگ پیشین
نمایش تنهایی در نمایشنامه 2
«وقتی سکوت بین ما بلندتر از حرفها شد فهمیدم که تمام شدهایم.» نمایشنامه: God of Carnage(خدای کشتار)– یاسمینا رضا شخصیت: ورونیکا دیالوگ پیشین
نمایش تنهایی در نمایشنامه 1
«تنهایی همیشه با من صادقتر بوده تا آدمها.» نمایشنامه: Angels in America(فرشتگان در آمریکا)– تونی کوشنر شخصیت: هارپر دیالوگ پیشین
نمایش زندگی در نمایشنامه 12
«آری، زندگی درد است. اما در همین درد، امیدی پنهان است.» نمایشنامه: King Lear(شاه لیر)– ویلیام شکسپیر شخصیت: کوردلیا دیالوگ پیشین