نمایش تنهایی در نمایشنامه 8

«تو رفتی اما جای خالی‌ات هنوز طوری رفتار می‌کند انگار تویی.»   نمایشنامه: The Clean House (خانه تمیز)– سارا رول شخصیت: کلر   دیالوگ پیشین

نمایش تنهایی در نمایشنامه 7

«من میان آدم‌ها هم تنها بودم این چیز جدیدی نیست.»   نمایشنامه: Reasons to Be Pretty(دلایل زیبا بودن)– نیل لابیوت شخصیت: جنی   دیالوگ پیشین

نمایش تنهایی در نمایشنامه 6

«وقتی کسی نمی‌فهمدت سکوت بهترین پناهگاه است.»   نمایشنامه: In the Blood(در خون)– سوزان لوری پارکس شخصیت: لولا   دیالوگ پیشین

نمایش تنهایی در نمایشنامه 5

«تنهایی مثل سایه است فقط دنبالت می‌کند.»   نمایشنامه: The Pillowman(مرد بالشی)– مارتین مک‌دونا شخصیت: آقای کاف   دیالوگ پیشین

نمایش تنهایی در نمایشنامه 4

«بعضی جدایی‌ها اتاق را خالی نمی‌کنند خودت را خالی می‌کنند.»   نمایشنامه: Betrayal(خیانت)– هارولد پینتر شخصیت: اِما   دیالوگ پیشین

نمایش تنهایی در نمایشنامه 3

«آدم وقتی تنهاست خودش را با صدای بلندتر می‌شنود.»   نمایشنامه: The Flick(فلیک)– آنی بیکر شخصیت: آن   دیالوگ پیشین

نمایش تنهایی در نمایشنامه 2

«وقتی سکوت بین ما بلندتر از حرف‌ها شد فهمیدم که تمام شده‌ایم.»   نمایشنامه: God of Carnage(خدای کشتار)– یاسمینا رضا شخصیت: ورونیکا   دیالوگ پیشین

نمایش تنهایی در نمایشنامه 1

«تنهایی همیشه با من صادق‌تر بوده تا آدم‌ها.»   نمایشنامه: Angels in America(فرشتگان در آمریکا)– تونی کوشنر شخصیت: هارپر   دیالوگ پیشین

نمایش زندگی در نمایشنامه 12

«آری، زندگی درد است. اما در همین درد، امیدی پنهان است.»   نمایشنامه: King Lear(شاه لیر)– ویلیام شکسپیر شخصیت: کوردلیا   دیالوگ‌ پیشین