نمایش تنهایی در نمایشنامه 16
«تنهایی منظمترین احساسیست که دارم.» نمایشنامه: Shining City(شهر درخشان)– کانر مکفرسون شخصیت: جوزی دیالوگ پیشین
نمایش تنهایی در نمایشنامه 15
«هیچچیز مثل یک خداحافظ آرام نمیکشدت.» نمایشنامه: The Village Bike(دوچرخه دهکده)– پنهلوپه اسکینر شخصیت: ناتاشا دیالوگ پیشین
نمایش تنهایی در نمایشنامه 14
«گاهی سکوتت بلندتر از حرفهایی بود که نگفتی.» نمایشنامه: Blackbird(کلاغ سیاه)– دیوید هاروئر شخصیت: پیتر دیالوگ پیشین
نمایش تنهایی در نمایشنامه 13
«دلم برای کسی که بودم کنار تو تنگ است نه خودت.» نمایشنامه: Eurydice(اوریدیس)– سارا رول شخصیت: مادلین دیالوگ پیشین
نمایش تنهایی در نمایشنامه 12
«هیچکس نمیفهمد وقتی میگویی خوبم یعنی دقیقاً نیستی.» نمایشنامه: Fool for Love (گول عشق)– سام شپرد شخصیت: می دیالوگ پیشین
نمایش تنهایی در نمایشنامه 11
«گاهی انزوا انتخاب نیست یک راه نمانده است.» نمایشنامه: The Children (بچهها)– لوسی کرکوود شخصیت: نان دیالوگ پیشین
نمایش تنهایی در نمایشنامه 10
«فاصله فقط جغرافیا نیست گاهی از چشم تا چشم هم پر نمیشود.» نمایشنامه: The Real Thing(چیز واقعی)– تام استوپارد شخصیت: جری دیالوگ پیشین
نمایش تنهایی در نمایشنامه 9
«دنیا وقتی تنها باشی صدایش عوض میشود.» نمایشنامه: The Nether(ندر)– جنیفر هیلی شخصیت: بوی دیالوگ پیشین
نمایش تنهایی در نمایشنامه 8
«تو رفتی اما جای خالیات هنوز طوری رفتار میکند انگار تویی.» نمایشنامه: The Clean House (خانه تمیز)– سارا رول شخصیت: کلر دیالوگ پیشین
نمایش تنهایی در نمایشنامه 7
«من میان آدمها هم تنها بودم این چیز جدیدی نیست.» نمایشنامه: Reasons to Be Pretty(دلایل زیبا بودن)– نیل لابیوت شخصیت: جنی دیالوگ پیشین