نمایش تنهایی در نمایشنامه 26
«رفتن تو در را نبست جهان را بست.» نمایشنامه: The Beauty Queen of Leenane(ملکه زیبایی لینین)– مارتین مکدونا شخصیت: اسکار دیالوگ پیشین
نمایش تنهایی در نمایشنامه 25
«اگر انزوا بیماری بود من سالهاست مبتلایم.» نمایشنامه: A Number(یک عدد)– کارول چرچیل شخصیت: ماری دیالوگ پیشین
نمایش تنهایی در نمایشنامه 24
«من منتظر کسی هستم که هیچوقت قرار نبود بیاید.» نمایشنامه: The Weir(سد)– کانر مکفرسون شخصیت: کیت دیالوگ پیشین
نمایش تنهایی در نمایشنامه 23
«گاهی آدمها نمیروند فقط دیگر پیدا نمیشوند.» نمایشنامه: Frozen(یخزده)– برایونی لاوری شخصیت: رالف دیالوگ پیشین
نمایش تنهایی در نمایشنامه 22
«سکوتت گفتنیتر از هر کلمهای بود که دریغ کردی.» نمایشنامه: The Goat or Who Is Sylvia(بز یا سیلویا کیست)– ادوارد آلبی شخصیت: الن دیالوگ پیشین
نمایش تنهایی در نمایشنامه 21
«من آدم نبودم کنار تو سایهای بودم که دنبالت میآمد.» نمایشنامه: Bug(حشره)– تریسی لتس شخصیت: اِدی دیالوگ پیشین
نمایش تنهایی در نمایشنامه 20
«چرا هر چه بیشتر دور میشوی بیشتر اینجا میمانی.» نمایشنامه: Angels in America(فرشتگان در آمریکا)– تونی کوشنر شخصیت: لوئیس دیالوگ پیشین
نمایش تنهایی در نمایشنامه 19
«آدمها رهایش کردند پس خودش خودش را رها کرد.» نمایشنامه: The Flick(فلیک)– آنی بیکر شخصیت: جولز دیالوگ پیشین
نمایش تنهایی در نمایشنامه 18
«وقتی کسی نباشد که اسمت را صدا کند جهان بیصدا میشود.» نمایشنامه: Wit(زیرکی)– مارگارت ادسون شخصیت: ویویَن دیالوگ پیشین
نمایش تنهایی در نمایشنامه 17
«من همیشه نیمه گمشدهام را پیدا کردم ولی هیچوقت نگه نداشتم.» نمایشنامه: Closer(نزدیکتر)– پاتریک مَربر شخصیت: آنا دیالوگ پیشین