نمایش امید در نمایشنامه 11

«زندگی، همان چیزی است که وقتی امیدت را از دست می‌دهی، فرو می‌ریزد.»   نمایشنامه: Death of a Salesman(مرگ فروشنده)– آرتور میلر شخصیت: ویلی لومان   دیالوگ پیشین

نمایش امید در نمایشنامه 10

«انسان، تنها با رؤیاهایش زنده می‌ماند.»   نمایشنامه: Death of a Salesman(مرگ فروشنده)– آرتور میلر شخصیت: بفورد   دیالوگ پیشین

سوال و جواب در دیالوگ‌نویسی نمایشنامه

سوال و جواب در دیالوگ‌نویسی نمایشنامه را چطور انجام دهیم؟ کتاب نوشتن گفتگو در ادبیات داستانی را برای پاسخ به این سوال می‌کاویم. باید سوال درست بپرسیم تا به جواب درست برسیم. برای نوشتن گفتگویی دارای سوال و جواب به جز علت، کارایی و تأثیر آن‌ها را هم باید شناخت. چطور؟ سوال و جواب باید […]

نمایش زندگی در نمایشنامه 9

«زندگی انتظار کشیدنست و انتظار همان یأس.»   نمایشنامه: Waiting for Godot(در انتظار گودو)– ساموئل بکت شخیت: ولادیمیر   دیالوگ پیشین

نمایش امید در نمایشنامه 9

«وقتی هیچ‌چیز باقی نمانده باشد، امید تنها دارایی ماست.»   نمایشنامه: Antigone(آنتیگونه)– سوفوکل شخصیت: آنتیگونه   دیالوگ پیشین

اصول دیالوگ‌نویسی در نمایشنامه

اصول دیالوگ‌نویسی در نمایشنامه را می‌دانید؟ دیالوگ چیزی نیست جز تقسیم غذا. جاناتان سوئیفت. برای هر مهمان بیش از توان هضمش نکش. حرف‌ها اندازه‌ی دهان شخصیت است یا نه؟ مثلا در موقعیتی که مردی به زنی خیانت می‌کند، نحوه‌ی برخورد آن زن بسیار به طبقه‌ی اجتماعیش، تجربیاتش، از چه جایگاهی آمده باشد و چه خانواده‌ای […]

نمایش امید در نمایشنامه 8

«شاید همه‌چیز بیهوده باشد، اما باید ادامه داد.»   نمایشنامه: Waiting for Godot(در انتظار گودو)– ساموئل بکت شخصیت: استراگون   دیالوگ پیشین

نمایش زندگی در نمایشنامه 8

«هر لحظه‌ای از زندگی، فرصتی برای دوباره شروع کردن است.»   نمایشنامه: A Doll’s House(عروسک‌خانه)– هنریک ایبسن شخصیت: نورا   دیالوگ پیشین

دیالوگ در رمان و داستان کوتاه

دیالوگ در رمان و داستان کوتاه با یکدیگر تفاوتی دارند؟ در ادامه‌ی بررسی کتاب نوشتن گفتگو در ادبیات داستانی، به مبحث داستان کوتاه یا رمان می‌رسیم. اگر بخواهیم داستان زن و مردی در شرف طلاق را داریم که یکی از طرفین نمی‌داند. می‌توان این وضعیت را با رمان یا داستان کوتاه نشان داد؟ پاسخ مثبتست. […]

نمایش زندگی در نمایشنامه 7

«زندگی بی‌معناست، مگر این‌که ما به آن معنا بدهیم.»   نمایشنامه: Uncle Vanya(دایی وانیا)– آنتوان چخوف شخصیت: آستروو   دیالوگ پیشین