نمایش تنهایی در نمایشنامه 2
«وقتی سکوت بین ما بلندتر از حرفها شد فهمیدم که تمام شدهایم.» نمایشنامه: God of Carnage(خدای کشتار)– یاسمینا رضا شخصیت: ورونیکا دیالوگ پیشین
نمایش تنهایی در نمایشنامه 1
«تنهایی همیشه با من صادقتر بوده تا آدمها.» نمایشنامه: Angels in America(فرشتگان در آمریکا)– تونی کوشنر شخصیت: هارپر دیالوگ پیشین
نمایش زندگی در نمایشنامه 12
«آری، زندگی درد است. اما در همین درد، امیدی پنهان است.» نمایشنامه: King Lear(شاه لیر)– ویلیام شکسپیر شخصیت: کوردلیا دیالوگ پیشین
نمایش امید در نمایشنامه 13
«امید، همان طنابی است که انسان در حال سقوط به آن چنگ میزند.» نمایشنامه: Mother Courage and Her Children(ننه دلاور و فرزندانش)– برتولت برشت شخصیت:ننه دلاور دیالوگ پیشین
نمایش زندگی در نمایشنامه 11
«زندگی، سنگینیِ تحملناپذیر امیدهاست.» نمایشنامه: Uncle Vanya(دایی وانیا)– آنتوان چخوف شخصیت:سونیا دیالوگ پیشین
نمایش مرگ در نمایشنامه 3
«ما برای رؤیا میمیریم، نه برای واقعیت.» نمایشنامه: A Streetcar Named Desire(اتوبوسی به نام هوس)– تنسی ویلیامز شخصیت: بلانش دیالوگ پیشین
نمایش امید در نمایشنامه 12
«هیچچیز به اندازهی امید نمیتواند انسان را فریب دهد.» نمایشنامه: Waiting for Godot(در انتظار گودو)– ساموئل بکت شخصیت: ولادیمر دیالوگ پیشین
نمایش زندگی در نمایشنامه 10
«زندگی یک صحنه است، ما بازیگران آنیم، و پرده در نهایت فرو میافتد.» نمایشنامه: As You Like It(هر طور میل شماست)– ویلیام شکسپیر شخصیت: ژاک دیالوگ پیشین
نمایش یأس در نمایشنامه 2
«یأس، تنها زندانی است که کلیدش در دست خود ماست.» نمایشنامه: A Doll’s House(خانهی عروسک)– هنریک ایبسن شخصیت: نورا دیالوگ پیشین
پرسش و پاسخ در دیالوگنویسی
پرسش و پاسخ در دیالوگنویسی نمایشنامه چه کارکردهایی دارد؟ در ادامهی بررسی و خواندن کتاب نوشتن گفتگو در ادبیات داستانی، به کاوش پرسش و پاسخ در دیالوگنویسی میپردازیم. بیشترین جایی که پرسش و پاسخ در نمایشنامه داستان را پیش میبرد، دادگاهست. اما گاهی برای ارائهی اطلاعات به صورت مستقیم یا غیرمستقیم میتوانیم از این شیوه […]