دیالوگ و صحنهپردازی در نمایشنامه را با هم میتوان انجام داد؟
بله.
«دوست نویسندهای میگفت وقتی برای چگونگی شروع کار گیر میکنم به سراغ آبوهوا میروم.»
تکنیک آزادنویسی هم در این زمینه میتواند کمک کننده باشد و در نوشتن را برای افراد بگشاید.
توصیف آبوهوا جریان خلاق نوشتن را به حرکت درمیآورد. اما در نوشتن نمایشنامه چطور این کار را کنیم؟
در ادامهی کاوش کتاب «گفتگونویسی در ادبیات داستانی» به این موضوع میپردازیم.
برای اینکار باید به این سوال پاسخ دهیم:
– کجا هستیم؟ از نظر زمانی و مکانی کجا هستیم؟
وسط تهران؟ یک لازمان دور؟ زمان قاجارست؟ توی لندنیم؟ شهری ویرانشده؟
چگونه این زمان و مکان اثر میگذارد؟ یک خانواده در پنجاه سال پیش قطعا موبایل ندارد و به زبان ارتباطی امروز حرف نمیزند.
اگر حالوهوای داستان سیاسیست فرضا یا حسوحال مشخصی دارد، نمیتوان طوری نوشت که همه به یک زبان حرف بزنند. در واقع بایستی زبان داستان را پیدا کنیم.
گاهی بیان فضا در گفتگو بهتر از توصیف کار میکند و میتواند کسالت کار را کمتر کند.
در این وضعیت توصیف فعال داریم. یعنی فضا بیهدف شناسانده نمیشود. مثلا احمد محمود در همسایهها و توصیف حیاط خانه و حیاط درونگرا و خانههای حجرهای چیده دورش، به فرم توصیفی رایج این کار را نمیکند. به جایش، در صحنهای که خالد میخواهد به خانهی بلور خانم برود، میداند باید از جلوی اتاق فلانی و فلانی رد شود و حواسش باشد پایش به آفتابهی دم در نخورد یا از مقابل سایهبان خرها رد شود. در این وضعیت، شخصیت با کاری که باید بکند، فضا را توصیف میکند.
کانال پاتیل را در تلگرام دنبال کنید و در جریان برنامهی روزانه تئاتراه قرار بگیرید.
کتاب مونولوگهای باده علوی را رایگان دریافت کنید.
قسمت قبلی دیالوگنویسی در تئاتراه را اینجا بشنوید.