ژانر و دیالوگ در نمایشنامه

ژانر و دیالوگ در نمایشنامه چه ارتباطی با هم دارند؟ اگر ژانر پلیسیست، دیالوگ‌ها شبیه دیالوگ‌های یک اثر عاشقانه نیست. هر گونه و ژانری بر اساس فضا و کارکرد دیالوگ مورد نیاز خود را می‌طلبد. مثلا داستان در فیل در تاریکی رمان قاسم هاشمی‌نژاد از جنس تعلیق و جنایتست. پس شخصیت‌ها بخشی از مسئله و […]

نمایش هویت در نمایشنامه 2

«تو یک نسخه‌ای. ولی همه‌ی نسخه‌ها درد می‌کشن، چون هیچ‌کدوم اصل نیستن.»   نمایشنامه: A Number(یک عدد)– کاریل چرچیل نقش: پدر   دیالوگ پیشین    

نمایش هویت در نمایشنامه 1

«موفق بودن قهرمانیه؟ یا فقط اینه که تو تنها کسی بودی که زنده موند؟»   نمایشنامه: Top Girls(زنان برتر)– کاریل چرچیل نقش: مارلین   دیالوگ پیشین

نمایش رنج در نمایشنامه 2

«اگر عشق بی‌مرز است، پس چرا انقدر از شکستنش می‌ترسیم؟»   نمایشنامه: The Goat, or Who is Sylvia?(بز یا سیلویا کیست؟)– ادوارد آلبی نقش: مارتین   دیالوگ پیشین

گفتگوی ادبیات غیرداستانی روایی

گفتگوی ادبیات غیرداستانی روایی مبتنی بر واقعیت فرضا در یک رمان غیرداستانی جنایی نباید با برگه‌ها و یادداشت‌های پلیس و بازپرس یکی باشد. نویسنده‌ی ادبیات داستانی اما می‌داند هویت گفتگو چیست و می‌تواند شخصیت را طوری بسازد که پاسخ درست بدهد. نورمن میلر در کتاب ترانه‌ی دژخیم ادعا ندارد که رمانش بازسازی گزارش‌گونه‌ی حوادث است […]

الفبای تئاتر + معرفی کتاب

چرا الفبای تئاتر برای هنرآموزان اهمیت دارد؟ من هم مثل همه  که تازه‌واردند در عرصه‌ی تئاتر، با پیچیدگی‌هایی روبه‌رو شدم. فهم اجزای صحنه، زبان بدن و صدا، پیوند بین متن و اجرا، سبک‌های نمایشی مختلف و این همه ایسم عجیب و غریب. و مهم‌تر از همه تبدیل ایده به اجرا. یافتن کتاب الفبای تئاتر نوشتهٔ […]

نمایش مرگ در نمایشنامه 2

«من نمی‌خوام بمیرم. من فقط نمی‌خوام این‌طور زنده بمونم.»   نمایشنامه: 4.48 Psychosis(سایکوسیس)– سارا کین نقش: راوی (ذهن بیمار)   دیالوگ پیشین

گفتگوی داستانی و غیرداستانی

گفتگوی داستانی و غیرداستانی می‌تواند ساختار یک نوشته را در اساس تغییر دهد و آن را وارد حوزه‌ی داستانی یا غیرداستانی کند. ترومن کاپوتی به دلیل ابداع این فرم در رمان در کمال خونسردی، مشهور شد. ترکیب گزارش و روزنامه‌نگاری و به صورت روایی و تخیلی اما غیرداستانی تبدیل کرد. اما ساختار کتاب به نوعیست […]

نمایش رنج در نمایشنامه 1

«جهنم دیگران نیستند، جهنم بودنِ خودمان نزد دیگران است.»   نمایشنامه: No Exit(دوزخ)– ژان پل سارتر نقش: گارسَن   دیالوگ پیشین

وطن در نمایشنامه 1

«من در کشوری به دنیا اومدم که در آن بوی خون با بوی قهوه به هم آمیخته‌ست و ما اسمش را “صبح” گذاشتیم.»   نمایشنامه: The Fever(تب)– والاس شاون نقش: راوی   دیالوگ پیشین