نمایش زندگی در نمایشنامه 4

«چقدر زندگی کوتاه است و چقدر آرزوها بلند.»   نمایشنامه: The Seagull(مرغ دریایی)– آنتوان چخوف شخصیت: نینا   دیالوگ پیشین

نمایش امید در نمایشنامه 5

«انسان نمی‌تواند بدون رؤیا زنده بماند، حتی اگر آن رؤیا پوچ باشد.»   نمایشنامه: The Cherry Orchard(باغ آلبالو)– آنتوان چخوف شخصیت: لوپاخین   دیالوگ پیشین

نمایش امید در نمایشنامه 4

«امید، همان نیرویی است که ما را زنده نگه می‌دارد، حتی وقتی عقل می‌گوید دیگر فایده‌ای ندارد.»   نمایشنامه: King Lear(شاه لیر)– ویلیام شکسپیر شخصیت: کوردلیا   دیالوگ پیشین

بازیگری در تئاتر و نکاتش

بازیگری در تئاتر یعنی بیان و بدن. به این‌که بازیگری در تئاتر چه نکاتی دارد توجه کرده‌اید؟ خسرو شکیبایی، عزت‌الله انتظامی و علی نصیریان تکیه‌ی زیادی برای انتقال بازی و حس به کمک صدای‌شان داشتند. برای بازیگری صدا، مطمئن باشید که صدای خود را خوب تربیت کرده‌اید. اگر کنج‌کاوید که چطور نکات اولیه و لازم […]

نمایش زندگی در نمایشنامه 3

«زندگی جنگی است که هیچ‌کس از آن پیروز بیرون نمی‌آید.» نمایشنامه: Hamlet(هملت)– ویلیام شکسپیر شخصیت: هملت   دیالوگ پیشین

تمرین بازیگری در 6 هفته با پیتر بروک

تمرین بازیگری پیتر بروک

برنامه‌ی تمرین بازیگری در 6 هفته بر اساس فلسفه‌ی پیتر بروک (تئاتر زنده، حضور، حذفِ زوائد و ارتباط انسانی) و الهام از کتاب‌های «فضای خالی» و «رازی در میان نیست» ویژه‌ی هنرجویان بازیگری و کارگردانی، یا علاقه‌مندان به رشد درک اجرایی‌شان از تئاتر. این برنامه روزانه نیست. قرار است انعطاف‌پذیر باشد. پس به شکلی طراحی شده […]

نمایش امید در نمایشنامه 3

«ما محکوم به امیدیم، حتی وقتی همه‌چیز بیهوده به نظر می‌رسد.»   نمایشنامه: Waiting for Godot(در انتظار گودو)– ساموئل بکت شخصیت: استراگون   دیالوگ پیشین

حرکت شخصیت در نمایشنامه‌نویسی

اهمیت حرکت شخصیت در نمایشنامه‌نویسی چیست؟ داستان لاله برافروخت نوشته‌ی اسماعیل فصیح نمونه‌ای موفق در داستان فارسیست که رابطه‌ی حرکت و شخصیت را نشان می‌دهد. در این داستان در حین دیالوگ، توصیفاتی از جنس حرکت و مشغولیت داریم مثل «دستش را گرفت و فشار داد،» «خندید،» «پسرک لبخند زد» و توصیفاتی از این جنس. ممکن […]

نمایش زندگی در نمایشنامه 2

«چه تلخ است وقتی می‌فهمی زندگی همان چیزی نبود که خیال می‌کردی.» نمایشنامه: Uncle Vanya(دایی وانیا)– آنتوان چخوف شخصیت: سونیا   دیالوگ پیشین

نمایش امید در نمایشنامه‌ 2

«آدمی، وقتی امیدش را از دست بدهد، نفس کشیدنش هم بی‌فایده است.»   نمایشنامه: Mother Courage and Her Children(ننه دلاور و فرزندانش)– برتولت برشت شخصیت: ران   دیالوگ پیشین