گفتگوی داستانی و غیرداستانی
گفتگوی داستانی و غیرداستانی میتواند ساختار یک نوشته را در اساس تغییر دهد و آن را وارد حوزهی داستانی یا غیرداستانی کند. ترومن کاپوتی به دلیل ابداع این فرم در رمان در کمال خونسردی، مشهور شد. ترکیب گزارش و روزنامهنگاری و به صورت روایی و تخیلی اما غیرداستانی تبدیل کرد. اما ساختار کتاب به نوعیست […]
نمایش رنج در نمایشنامه 1
«جهنم دیگران نیستند، جهنم بودنِ خودمان نزد دیگران است.» نمایشنامه: No Exit(دوزخ)– ژان پل سارتر نقش: گارسَن دیالوگ پیشین
وطن در نمایشنامه 1
«من در کشوری به دنیا اومدم که در آن بوی خون با بوی قهوه به هم آمیختهست و ما اسمش را “صبح” گذاشتیم.» نمایشنامه: The Fever(تب)– والاس شاون نقش: راوی دیالوگ پیشین
واقعیت داستانی یا داستان واقعی؟
واقعیت داستانی یا داستان واقعی چه تفاوتی دارند؟ – این داستان دراماتیک نیست. – ولی این عین واقعیته – ایرادش همینه. ارسطو در بوطیقایش به این مسئله اشاره میکند که: غیرواقعی باورپذیر، بهترست از واقعی باورناپذیرست. که میتوان این مسئله را با ساختن یک وضعیت نامتعارف ایجاد کرد. مثلا وجود یک خانم بسیار جوان در […]
نمایش مرگ در نمایشنامه 1
«مرگ چیزی نیست که ازش بترسم؛ چیزیه که باهاش زندگی کردم.» نمایشنامه: Wit(زیرکی)– مارگارت ادسون نقش: ویوین برینگ دیالوگ پیشین
جنگ در نمایشنامه 10
«همهمون میخندیم چون اگه بخوایم واقعاً حرف بزنیم، دیوونه میشیم.» نمایشنامه: Journey’s End(پایان سفر)– رابرت سدریک شریف نقش: استنهپ دیالوگ پیشین
مونولگ و شخصیتپردازی در نمایشنامه
مونولگ و شخصیتپردازی در نمایشنامه و ادبیات داستانی چگونه انجام میشود؟ در این جلسه با پنج نمونه تکگویی برای زنان در کتاب دنیای مدرن 5 ضرب در 1 انتشارات چتر و مجموعهی نویسندگان(نیل لابوت، بتی شامیه، آن وولر، آنا دیور اسمیت، نینا شنگولد) آشنا میشویم. همچنین به ادامهی بررسی کتاب گفتوگو در ادبیات داستانی اشاره میکنیم. که شخصیت را […]
جنگ در نمایشنامه 9
«اونا میخواستن ما عشق نداشته باشیم، چون عشق از بمب قویتره.» نمایشنامه: Bent(خمیده)– مارتین شرمن نقش: ماکس دیالوگ پیشین
جنگ در نمایشنامه 8
«ما پسرمون رو از دست دادیم، اما انگار جنگ هنوز توی آشپزخونهمونه، توی تخت، توی خوابهامون جریان داره.» نمایشنامه: The Long Road(جادهی طولانی)– شیلا استفنز نقش: مادر مقتول دیالوگ پیشین
دیالوگ و صحنهپردازی در نمایشنامه 2
نمونهی دیالوگ و صحنهپردازی در نمایشنامه را میتوان در اثر سگهای ماه مارس نوشتهی ارنست هبرت دید. شخصیتی در این داستان از ریش شخصیت دیگر خوشش نمیآید و با پاسکردن، منجر به ایجاد صحنهای مغشوش شد که در آن به راحتی فضا را میتوان حس کرد. – خفه شو و بذار شاممونو بخوریم. پس این […]