چالش دیالوگ‌ورزی- ۱

چالش دیالوگ‌ورزی- ۱

سیتن: خداوندگارا، شهبانو مرده است.
مکبث: روزی می‌بایست می‌مرد. زمانی می‌بایست این خبر را می‌آوردند. فردا و فردا و فردا، می‌خزد با گام‌های کوچک از روزی به روزی تا که بسپارد به پایان رشته‌ی طومار هر دوران. و دیروزان و دیروزان کجا بودست ما دیوانگان را جز نشانی از غبار اندوه راه مرگ. فرومیر، آی، ای شمعک، فرومیر، آی، که نباشد زندگانی هیچ الا سایه‌ای لغزان و بازی‌های بازی‌پیشه‌ای نادان که بازد چند گاهی پرخروش و جوش نقشی اندرین میدان و انگه هیچ! زندگی افسانه‌ای ست کز لب شوریده مغزی گفته آید سربه‌سر خشم و خروش و غرش و غوغا، لیک بی‌معنا.

مکبث-ویلیام شکسپیر-پرده‌ی پنجم-مجلس پنجم
از ترجمه داریوش آشوری

 

در چالش دیالوگ‌ورزی، هر روز یک دیالوگ می خانیم از نمایشنامه‌نویسان بزرگ. و بعد به مشق‌بازی تمرین می‌کنیم در نوشتن دیالوگ. شما هم می‌توانید همراه شوید و با موضوع و شیوه‌ی دیالوگ بالا، تمرین دیالوگ‌نویسی امروز خود را بنویسید برایمان.

یک پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *