«همه‌مون می‌خندیم چون اگه بخوایم واقعاً حرف بزنیم، دیوونه می‌شیم.»

 

نمایشنامه: Journey’s End(پایان سفر)– رابرت سدریک شریف

نقش: استنهپ

 

دیالوگ پیشین

«اونا می‌خواستن ما عشق نداشته باشیم، چون عشق از بمب قوی‌تره.»

 

نمایشنامه: Bent(خمیده)– مارتین شرمن

نقش: ماکس

 

دیالوگ پیشین

«ما پسرمون رو از دست دادیم، اما انگار جنگ هنوز توی آشپزخونه‌مونه، توی تخت، توی خواب‌هامون جریان داره.»

 

نمایشنامه: The Long Road(جاده‌ی طولانی)– شیلا استفنز

نقش: مادر مقتول

 

دیالوگ پیشین

«من برگشتم، ولی تکه‌ای از من توی ویتنام دفن شد.»

 

نمایشنامه: A Piece of My Heart(یک تکه از قلبم) – شرلی لورو

نقش: اسپکتر کورپس

 

دیالوگ پیشین

«من شمشیری شدم که نه دشمن را کشت، نه خودش را نجات داد.»

 

نمایشنامه: Ajax(آژاکس) – رابرت اولتا
نقش: آژاکس

 

دیالوگ پیشین